تبليغاتX
آلاچیق
آلاچیق
محلی برای آشتی با خویشتن
پنجشنبه بیست و دوم دی 1390
...  

سلام همکلاسی ها


برای جواب اندیشه و تحقیق های کتاب دین و زندگی 3 به این آدرس مراجعه کنید.


www.majma14.com


درس اول

پیام آیات      

ص11کتاب                                                                                 سوره/آیه

1- خواست هر انسان ................. که ..به راه راست هدایت شود.           حمد/6

2-انحراف از صراط مستقیم و مورد غضب الهی قرار گرفتن و کمراهی است.  حمد/7

3-راه سعادت را نپذیرد، عواقب آن .....                                              زمر/41

4-...بهانه و دستاویزی بیاورد یا داشته باشد                                         نسا/165

ارزیابی ص13

خیر -چون دستگاه تفکر انسان مرتکب خطا و اشتباه می شود

پیام آیات 2 درس اول ص13

1- خداوند تمام مخلوقات خود را ...هدایت..که آنرا ...هدایت عمومی...       طه/50

2-...هدایت می کند.....هدایت خاصه ....                                          اعلی/3

پاسخ بررسی ص15

دین

کمک نگرفتن از عقل -تربیت خانوادگی- محیط - وسوسه های شیطان

 

درس دوم

پیام آیات ص24

1- دین را به پا دارند  و  در آن تفرقه نکنند.                     شوری/13

2- آیین ابراهیم که همان دین اسلام است......           بقره/135

3- ....ایمان داشته باشد.....                                     بقره/136

4- ....سطح درک و فهم مردم...........تا...بفهمند و درک کنند.           ابراهیم/4

5- ......با سرکشی و کفر به آیات الهی دست به این کار زدند و در دین تفرقه ایجاد کردند.                                      آل عمران /19

6- آخرین پیامبر الهی است.........پیامبری نمی آید.                 احزاب/40

7- .......شایستگی و توانایی یا ویژگیهای لازم برای آن داشته باشند.  انعام /124

 

 درس سوم ص 38

1-حداقل سوره ای مانند یکی از سوره های قرآن بیاورد.            بقره/23

2- عذاب الهی                                                                   بقره/24

3- عدم اختلاف و تناقض در آن                                                    نسا/82

4- درصورتی که پیامبر(ص) شخصی تحصیل کرده و با سواد بود.        عنکبوت/48

 

 

درس چهارم  ص51

1-.....تلاوت آیات و ابلاغ وحی ....                                       آل عمران /164

2- .....تزکیه و تعلیم حکمت ..........                                   آل عمران/164

3- ......خدا  و رسول..........                                                 آل عمران/32

4- ........ولایت الهی را بپذیرد.                                          بقره/257

5- .......طاغوت .............گرفتار در آتش و عذاب و گمراهی .....     بقره/257

6- .......سلطه بیگانه را بپذیرند.                                               نسا / 141

7- .....به طاغوت مراجعه کنند.                                                  نسا/ 60

8- .......قسط و عدل....                                                           حدید/25

 

 

درس پنجم

2- نزول آیه ی ولایت       ص64            سوره ی مائده ، آیه 55

3-نزول آیه تطهیر         ص64                احزاب / 33

استخراج پیام  ص64

1-این آیه ............زیرا از هررجس و پلیدی دور شده اند.

2- ........شامل همین افراد می شود.

3- ....... حجت و ملاک و معیار است.

 

ارتباط میان آیه و حدیث  ص67

با تفکر در آیه 59 نساء و حدیث جابر

1- .....خدا ، رسول ، و اولی الامر ......

2- .....حرام .....

3- .....اولی الامر .......................آنان را معرفی نماید.

4- .....اولی الامر .......عبارتند از دوازده معصوم (ع) طبق حدیث جابر -نام آن بزرگواران در حدیث بیان شده است.

 

استخراج پیام حدیث ثقلین ص68

3- .....به قرآن و عترت تمسک جویند.

4- ....تنها به یکی از این دو تمسک جست.

 

پیام آیات   ص69                  آیه 67/مائده که در ابتدای درس آمده  

1- ابلاغ و رساندن آن چیزی که نازل شده است.

2- به اندازه ی انجام شدن رسالت

3- چون مساله اجتماعی است و احتمال جنگ و درگیری وجود داشت.

 

 

درس ششم

پیام آیات  ص76

1- صافات /83....        قصص/15

2- صافات/83

3-قصص/ 15

اندیشه و تحقیق درس ششم ص 83

1- مساوات در تقسیم بیت المال

2- اتمام حجت با مردم - تثبیت موقعیت ایشان نزد مردم - آشکار نمودن فضایل و ارزش های حضرت علی(ع).

3- یعنی حضرت علی(ع) سمبل تجسم حق است و فعل ایشان حق است.

4- هر دو حدیث به جدایی ناپذیری قرآن و اهل بیت (ع) اشاره دارند.

 

شنبه سوم دی 1390
چقدر به ما نزدیک است ...  
سلام


دوستی دارم بسیار مهربان


روز پنجشنبه صاحب فرزندی بسیار زیبا شد


و روز شنبه او را در باغ رضوان دفن کرد


هنوز همه ی ما در حیرتیم


از اینکه


چقدر مرگ به ما نزدیک است


و چقدر


ما از او دوریم.


امیر عالم هستی امیر المومنین میفرماید:


" آه آه آه من قله الزاد و طول الطریق"

دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390
برای مادرم ...  

سلام 


چقدر سخته که فرزندی مادرش رو ببره شیمی درمانی


 و این کاریه که من این چند ماهه دارم انجام میدم.


و چقدر محتاج دعای شما هستم.


برای مادرم...

جمعه یازدهم آذر 1390
جوانی چه شد؟ ...  
سلام

 

عاشقی را گفتند: زندگی چند بخش است؟

 

گفت دو بخش؛ کودکی و پیری!

 

او را پرسیدند، پس جوانی چه شد؟

 

گفت: " فدای حسین(ع) "

دوشنبه هفتم آذر 1390
خدا رو شکر ...  
سلام رفقا

هر سال که اولین روز محرم میاد این مصرع خیلی به دلم میشینه:

" خدا رو شکر محرمت و دیدم دوباره آقا جون "

                                                     التماس دعا

دوشنبه بیست و سوم آبان 1390
...  
سلام

شنیدید میگن:

"کار نیکو کردن از پر کردن است"

ما اومدیم یه کار اصولی و اساسی برای این وبلاگمون بکنیم همین آب باریکه ای هم که جاری بود از بین رفت.

اما از این هفته حداقل هر دوشنبه یه مطلب همینجا

دعا کنید شرمنده نشم

راستی عید همتون مبارک باشه

دوشنبه هشتم آذر 1389
سلام رفقا ...  

سلام رفقا


این سلام و علیک فقط برای اینه که


بدونید من هنوز هستم


خدا بخواد از امروز سعی میکنم یه کم به


روزتر بشم


یا علی مدد

جمعه نوزدهم شهریور 1389
سلام خورشید خورشیدها ...  

سلام

تا چند ساعت دیگه عازم مشهدیم

اولین مشهد سه نفره، بعد از ده ها مشهد اردویی، حالا منم و خانم مهربونم که هدیه ی امام رضای رئوفه و فاطمه کوچولوی دوست داشتنی که هم نام مادر مظلوم امام رضاست.

چقدر هفته ی خوبی بود.

هفته ای که بدونی جمعش به امام رضا ختم میشه.

چقدر این هفته کش اومد تا رسید به جمعه.

و اما امروز اون جمعه ی معهود رسید.

خدا کنه جمعه ی موعود هم زود برسه.

از یکی از رفقا که تازه از کربلای امام حسین برگشته بود شنیدم که میگفت: " رفتم توی حرم با صفای سلطان سریر ارتضاء، آقا علی بن موسی الرضا(علیه آلاف التحیة و الثناء) در حالی که پسر کوچولوم روی دوشم سوار بود، تا چشمم به گنبد زیباش افتاد، بی اختیار چشمام بارونی شد و بر لبهام این جملات جاری شد که آقا جان ببین زائر کوچولوی معصوم و پاکت رو اوردم تو حرمت و منم شدم، بارکشش و روی شونم به عشق شما نشوندمش، پس لطف کن و ما رو به زودی راهی حرم جد مظلومت کن"

میگفت هنوز جمله م کامل نشده بود که یکی از رفقای قدیمی رو دیدم که اومد جلو و بی مقدمه گفت: فلانی میای آخر هفته بریم کربلا و من در کمال آرامش گفتم حتماً

منم دارم هم نام مادرش رو میبرم مشهدش

البته من که نمی برم، اون امام مهربون، همه ی ما رو مهمون کرده

به یاد همه ی مشهدایی که با هم بودیم،

به یاد سلام ها و وداع ها،

به یاد اشکها و لبخندها،

به یاد سحرها و زیارت نامه ها،

به یاد مفاتیح های از اشک شوق خیس شده،

به یاد دستهایی که از روی ادب دم در باب الجواد روی سینه ها مهر ارادت میزد،

به یاد خواب سحرهایی که به عشق مولای مهربونمون از چشمامون پر میکشید،

به یاد عنوان خادم الرضا که چقدر بهش افتخار میکردیم،

به یاد دعاهای سفره ای که حتی یکیش رو هم برای خدا نخوندیم،

به یاد مسابقه ها و والیبال نشسته ها و شعر ها و رجزها

به یاد ساعتهای خواب و خاموشی که انواع صداهای حیوانات شناخته شده و ناشناخته رو میشنیدیم

به یاد عکس ها و فیلمهایی که بعداً کلی بهشون میخندیدیم

به یا گروه ها و سرگروه ها

و به یاد پدر و مادرای مهربونی که همیشه دعای خیرشون بدرقه ی راهمون بود، نازنینایی که مثل هوا برامون حیاتی هستند و نمی بینیمشون

همه ی شما رو دعا میکنم.

خدا کنه که...

یا علی مدد

 

 

چهارشنبه دهم شهریور 1389
...  

سلام

دلم براي تنديس اخلاق و معنويت حضرت آيت الله بهجت خيلي تنگ شده.

براي عميقترين معارفي كه در ساده ترين كلمات بيان ميفرمودند.

اين گهرهاي گرانبها تقديم به همه ي دلهاي مشتاق و كوير جانهاي تشنه.

1- حضرت آقا لطفاً بفرمائيد كه اولين مرحله در سير و سلوک به سوي خدا چيست ؟
اين که حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام بدانيم

   2- بهترين ذکر چيست؟

      بهترين ذکر، ياد خدا عند الحلال والحرام (هنگام کارهاي حلال و حرام خدا را در نظر داشته باشيم).

3- اگر نصيحتي هست لطفاً بفرماييد.

آيا به نصيحتهايي که تا کنون شنيده اي عمل کرده اي؟! 

    4- چگونه مي توان به عرفان دست يافت و عارف شد ؟

اگر به آن چه مي دانيدعمل کنيد و معلومات را زير پا نگذاريد اين تمام عرفان است

5- حضرت عالي مستحضريد که داشتن استاد اخلاق و مربي براي سالک،امري ضروري واجتناب ناپذير است.الان كه ما ازداشتن چنين استادي محروميم، چه کنيم؟
اگر کسي طالب معرفت و قرب به حق تعالي باشد و در اين راه خلوص و جديت داشته باشد، در و ديوار به اذن خدا معلم اوخواهد بود؛ وگرنه سخن رسول خدا (صلي الله عليه و اله و سلم) هم در او اثر نخواهد داشت، چنان چه در ابوجهل اثر نکرد.

6- حاج آقا اگر برايتان امکان دارد درس اخلاق بگذاريد، تا ما از وجود حضرت
عالي بهتر بهره مندشويم يا به ما دستورالعمل بدهيد.
کو. عمل کننده ؟ کو عمل کننده آقا !؟

يک چيزي به شما مي گويم که هر جا برويد اين است و غير از اين نيست ، برويد گناه نکنيد

   7- جناب عالي به کسي که بخواهد ازنظر معنوي به جايي برسد ، چه توصيه اي داريد ؟

اگر کسي مقيد باشد نماز را اول وقت بخواند ، به جايي که بايد برسد ، خواهد رسيد

  8- براي تقرب هر چه بيشتر به خداوند و رسيدن به مقامات عالي معنوي ، چه بايد کرد ؟

ترک معصيت در اعتقادات و عمليات و نماز اول وقت،کافي و وافي است براي وصول به مقامات عاليه.اگر چه هزاران سال باشد

  9- کمال و رشد حقيقي انسان در چيست ؟

کمال انسان در عبوديت است و عبوديت ، ترک معصيت در اعتقادات و در عمل است


يا علي مدد

جمعه بیست و نهم مرداد 1389
کوتوله ...  

سلام

همینکه از کوچه پیچیدم بیرون و وارد خیابون شدم دیدم یه آقای موقر و محترمی گوشه ی خیابون ایستاده.

بدونه اینکه تقاضا کنه براش ایستادم و بوق زدم.

از خوشحالی چشماش برق شادی زد و از گرمای بیرون به کولر ماشین پناهنده شد.

یه کمی که رفتیم، دست کرد توی جیبش و یه پولی رو به سمت من دراز کرد و گفت: آقا بفرمائید.

با لبخند بهش گفتم آقا خواهش میکنم، مسیرم بود گفتم شما رو هم برسونم.

یه نگاه تشکر آمیزی به اون قیافه ی رعنای من کرد که تا عمق جیگرم حال اومد و خنک شد.

پشت چراغ قرمز فلکه رفتم توی فکر، که عجب پر توفیق هستیم ما، آخه فکرش رو بکن روزه باشی و نماز شب خونده باشی و الان بخوای بری در خونه ی یکی از اولیای الهی تا با هم برید عیادت یه مریض، تازه یه بنده ی خدایی رو هم به صورت رایگان سوار کنی!!! آره به صورت رایگان.

داشتم جایگاه خودم رو توی بهشت پیدا میکردم و اینکه چه کسایی توفیق همراهی با من رو در اون جایگاه رفیع بهشتی دارند و اینکه خدا جواب این همه عبادت رو چه جوری میخواد بده.

داشتم به کیلومتر نگاه میکردم که چقدر راه بوده و اگه خدا بخواد ده. برابرش رو ثواب بده چه جوری میشه.

یه لحظه پیش خودت فکر میکنی که با یه سوال فلسفی و عمیق و خیلی مهم و تقریباً بی جواب مواجه شدی که " آیا خدا بنده ای بهتر از من امروز بر روی زمین دارد؟ "

و سریعاً نفست جواب میده که: حتماً نه!!

رشته ی افکارم رو صدای یه دستی که خورد به شیشه، پاره کرد.

یه زن ساخورده و شکسته که بچه ی یکی دوسالش بغلش بود و به پهنای صورتش عرق ریخته بود.

لباسای مندرسش به قامت خمیدش زار میزد و یه عمر بدبختی رو به نمایش میذاشت.

از چشماش التماس می بارید که آقا یه چیزی در راه خدا کمک کن.

اومدم دست بکنم توی جیبم که یه دفه پیش خودم گفتم:

نکنه با این کار به گداپروری کمک کنم.

از کجا معلوم که راست میگه و از اینایی نیست که هر چند وقت یه بار توی تلوزیون نشون میدن؟

اصلاً این خانوم با سالی چهل هزار تومن سهام عدالت دیگه چه نیازی به گدایی داره؟!!!!!!

یه ماه دیگه هم اگه صبر کنه پول هنگفت هدفمند کردن یارانه ها رو بهش میدن که تا ده نسل بعد خودش هم بی نیاز میشن!!!!!!!

اصلاً با اینهمه اشتغالی که دولت خدمتگزار و نازنین و خیلی چیزای دیگه تولید کرده!!!!!! چرا نمیره یه کار آبرومندی برای خودش دست و پا کنه؟

رشته ی افکارم رو صدای بوق ماشینای عقبی و فحش راننده های محترمشون پاره کرد.

با سرعت رفتم جلو و دیدم اون خانومه دستش پر از پولاییه که آدمای جورواجور پشت چراغ بهش دادند.

از بغلش که رد شدم این آیه ول کنم نبود که: " واما سائل و لا تنهر" ( و نیازمندان را از پیش خود مران)

نمیدونم شیطون دستم رو گرفت که از جیبم بیرون نیاد یا فکرم درست بود و نباید بهش کمک میکردم یا هر چیز دیگه اما این رو خوب میدونم که ما چقدر خوب چرتکه میندازیم و حساب تموم اعمال و ثوابهامون رو داریم.

چقدر با خدا، بازاری عمل میکنیم.

چقدر اعمالمون رو با ثوابهاشون میسنجیم.

" عده ای عبد دنیا و عده ای عبد عقبی و عده ای عبد مولا "

اگه خدا میخواست اینجوری به ما نعمت بده و برای هر نعمتی هزارجا رو حساب، کتاب میکرد و در برابرش چیزی از ما میخواست که چه خاکی به سرمون بود.

نعمتهاش رو بشمارید( هرچند که این کار نشدنیه " و ان تعدوا نعمت الله لا تحصوها " ) ببینید چقدر باید عمل انجام میدادیم برای اینهمه نعمتش.

چقدر در راه عبادت خدا کوتوله هستم کوتوله ی کوتوله.

و چقدر این جمله قشنگه که میگه:

" خدایا تو چه بی حساب میبخشی و ما چه حسابگرانه عبادت میکنیم "

به به که چقدر این فراز از دعای ابوحمزه که دیگه توفیق خوندنش رو از دست دادم به دل آدم میچسبه که:

" اللهم اعطتنی بصیرة فی دینک "

یا علی مدد